معنی ۱neutral · 82%
میل به آموختن دربارهٔ چیزی ناشناخته یا کشف آن.
مثالهای طبیعی
Aus Neugier öffnete er die alte Truhe.
از روی کنجکاوی صندوق قدیمی را باز کرد.
Ihre Neugier auf fremde Sprachen führte sie nach Korea.
کنجکاوی او دربارهٔ زبانهای دیگر، او را به کره برد.
Die Kinder beobachteten das Insekt voller Neugier.
بچهها با کنجکاوی حشره را تماشا کردند.
نکتهٔ کاربردی
Neugier مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Neugier auf etwas و aus Neugier.
درس کوتاه: Neugier
میل به آموختن دربارهٔ چیزی ناشناخته یا کشف آن. Neugier مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Neugier auf etwas و aus Neugier.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Neugier» مطابقت دارد؟
