Neurologe
C2اسمعصب شناس، پزشک اعصاب، عصب شناس پزشک اعصاب
JadoLearn Dictionary
Neurologe یعنی عصب شناس. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عصب شناس، پزشک اعصاب، عصب شناس پزشک اعصاب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
روان پاکساز، روان پزشک، انقباض
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.