معنی ۱neutral · 82%
در یک اختلاف یا درگیری از هیچیک از طرفها حمایتنکرده.
مثالهای طبیعی
Die Vermittlerin blieb während des Streits neutral.
میانجی در طول اختلاف بیطرف ماند.
Der Bericht verwendet eine neutrale Formulierung.
گزارش از عبارتی بیطرفانه استفاده میکند.
In der Abstimmung blieb das Land neutral.
در رأیگیری، کشور بیطرف ماند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با bleiben یا sich verhalten میآید: neutral bleiben. همچنین زبان بیطرف را توصیف میکند.
درس کوتاه: neutral
در یک اختلاف یا درگیری از هیچیک از طرفها حمایتنکرده. اغلب با bleiben یا sich verhalten میآید: neutral bleiben. همچنین زبان بیطرف را توصیف میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «neutral» مطابقت دارد؟
