معنی ۱neutral · 86%
منفعل نماندن و اقدام کردن
مثالهای طبیعی
Die Behörden blieben nach den Warnungen nicht untätig.
مقامها پس از هشدارها بیعمل نماندند.
Auch die Anwohner waren nicht untätig und organisierten Hilfe.
ساکنان محل هم بیعمل نماندند و کمکرسانی را سازمان دادند.
Das Unternehmen war nach der Beschwerde nicht untätig.
شرکت پس از شکایت بیعمل نماند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی منفعل نماندن و در واکنش به یک وضعیت دست به اقدام زدن.
