معنی ۱formal · 86%
بیمناقشه نبودن؛ بحثبرانگیز بودن
مثالهای طبیعی
Die neue Regelung ist innerhalb der Koalition nicht unumstritten.
مقررات جدید درون ائتلاف بیمناقشه نیست.
Die Methode ist in der Forschung nicht unumstritten.
این روش در پژوهش بیبحث و مناقشه نیست.
Sein Werk war schon zu Lebzeiten nicht unumstritten.
آثارش حتی در زمان حیاتش نیز بیمناقشه نبود.
نکتهٔ کاربردی
شیوهای سنجیده برای گفتن اینکه فرد، ایده، تصمیم یا سیاستی مناقشهبرانگیز است و همه آن را نمیپذیرند.
