قابل پیبردن به نیت یا منطق واقعی نبودن
مثالهای طبیعی
Seine Strategie ist selbst für erfahrene Verhandler nicht zu durchschauen.
حتی مذاکرهکنندگان باتجربه هم نمیتوانند از راهبرد او سر دربیاورند.
Die Hauptfigur bleibt bis zum Ende nicht zu durchschauen.
شخصیت اصلی تا پایان غیرقابل پیشبینی و رازآلود میماند.
Seine wechselnden Aussagen machen ihn schwer zu durchschauen.
حرفهای متغیرش باعث میشود فهم نیت واقعی او دشوار باشد.
نکتهٔ کاربردی
بهویژه برای فرد، راهبرد یا انگیزهای به کار میرود که نیت واقعی یا منطق درونی آن قابل تشخیص نیست.
