بااینهمه؛ با وجود این
مثالهای طبیعی
Die Frist ist knapp; nichtsdestotrotz halten wir am Zeitplan fest.
مهلت کم است؛ بااینهمه به برنامهٔ زمانی پایبند میمانیم.
Die Datenlage ist lückenhaft. Nichtsdestotrotz zeichnet sich ein klarer Trend ab.
دادهها ناقصاند؛ بااینحال روند روشنی دیده میشود.
Beide Seiten widersprachen sich heftig, verhandelten nichtsdestotrotz weiter.
دو طرف شدیداً اختلاف داشتند، اما بااینهمه مذاکره را ادامه دادند.
نکتهٔ کاربردی
قیدی پیوندی است که نشان میدهد مانع یا واقعیت مخالفِ قبلی، نتیجه یا اقدام بعدی را تغییر نمیدهد.
