با زور سرکوب کردن
مثالهای طبیعی
Die Regierung ließ den Aufstand innerhalb weniger Tage niederschlagen.
دولت دستور داد قیام ظرف چند روز سرکوب شود.
Sicherheitskräfte schlugen die Proteste mit großer Härte nieder.
نیروهای امنیتی اعتراضها را با شدت زیادی سرکوب کردند.
Der Versuch, den Widerstand niederzuschlagen, verschärfte den Konflikt.
تلاش برای سرکوب مقاومت، درگیری را تشدید کرد.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد رسمی میتواند به معنی سرکوب مقاومت سازمانیافته با زور باشد؛ همچنین بهصورت بازتابی برای اثری به کار میرود که در نتیجهها یا شاخصها نمود پیدا میکند.
