معنی ۱neutral · 82%
مربوط به نروژ، مردم آن یا زبانی که در آنجا صحبت میشود.
مثالهای طبیعی
Er bestellt norwegischen Lachs im Restaurant.
او در رستوران سالمون نروژی سفارش میدهد.
Sie hört gern norwegische Musik beim Lernen.
او هنگام درسخواندن موسیقی نروژی گوش میدهد.
Der Kurs hilft ihm, norwegische Texte zu lesen.
این دوره به او کمک میکند متنهای نروژی را بخواند.
نکتهٔ کاربردی
صفت norwegisch با حرف کوچک نوشته میشود: norwegische Musik. نام زبانِ اسمشده، Norwegisch، بزرگ نوشته میشود.
درس کوتاه: norwegisch
مربوط به نروژ، مردم آن یا زبانی که در آنجا صحبت میشود. صفت norwegisch با حرف کوچک نوشته میشود: norwegische Musik. نام زبانِ اسمشده، Norwegisch، بزرگ نوشته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «norwegisch» مطابقت دارد؟
