معنی ۱neutral · 86%
موقت و ناکافی به دلیل کمبود امکانات
مثالهای طبیعی
Das beschädigte Dach wurde notdürftig mit Planen abgedeckt.
سقف آسیبدیده را موقتاً با برزنت پوشاندند.
Die Verletzung konnte vor Ort nur notdürftig versorgt werden.
جراحت در محل فقط بهطور ابتدایی مداوا شد.
Die Stromversorgung wurde zunächst notdürftig wiederhergestellt.
برق در ابتدا فقط بهصورت موقت وصل شد.
نکتهٔ کاربردی
چیزی را توصیف میکند که در شرایط اضطرار یا کمبود، فقط موقت و با امکانات محدود انجام شده و اغلب ناکافی است.
