معنی ۱neutral · 90%
یادداشت کوتاهی که برای بهخاطر سپردن اطلاعات نوشته میشود
مثالهای طبیعی
Ich mache mir während der Besprechung Notizen.
در طول جلسه یادداشت برمیدارم.
Auf dem Tisch liegt eine kurze Notiz.
یک یادداشت کوتاه روی میز است.
Ich schaue kurz in meine Notizen.
یک لحظه یادداشتهایم را نگاه میکنم.
نکتهٔ کاربردی
Notiz اسم است و notieren فعل مرتبط آن است.
ترکیبهای رایج
— یادداشت برداشتن

