notorisch
C2صفتعادتکرده؛ معمول، عادتی، مرسوم
JadoLearn Dictionary
notorisch یعنی عادتکرده؛ معمول. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عادتکرده؛ معمول، عادتی، مرسوم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بیرون، به بیرون، برون
عادتکرده؛ معمول، عادتی، مرسوم
عادتکرده؛ معمول، عادتی، مرسوم
عادتکرده؛ معمول، عادتی، مرسوم
عادتکرده؛ معمول، عادتی، مرسوم
چاره ناپذیر، چارهنا پذیر، حتمیالوقوع
قابل مباحثه، قابل مناظره، قابل بحث
بایسته، ضروری، بالضروره
کسل کننده، نثری، الزام آور
الزام آور
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.