معنی ۱formal · 86%
پدیده یا امر واقعاً تازه و بیسابقه
مثالهای طبیعی
Die Regelung stellt im nationalen Recht ein Novum dar.
این مقرره در حقوق ملی پدیدهای بیسابقه است.
Die Kombination beider Verfahren ist in dieser Branche ein Novum.
ترکیب این دو روش در این صنعت بیسابقه است.
Eine solche Beteiligung des Publikums war damals ein Novum.
چنین مشارکتی از سوی مخاطبان آن زمان پدیدهای نو بود.
نکتهٔ کاربردی
اسمی رسمی برای چیزی واقعاً تازه، بیسابقه یا پیشتر ناشناخته در یک حوزه یا زمینه است.
