معنی ۱neutral · 82%
فقط
مثالهای طبیعی
Ich habe nur fünf Euro.
فقط پنج یورو دارم.
Nur Anna kommt heute.
امروز فقط آنا میآید.
Wir bleiben nur kurz.
ما فقط کوتاه میمانیم.
نکتهٔ کاربردی
nur پیش از بخشی یا نزدیک بخشی میآید که محدود میکند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…فقط
فقط
تکیهٔ اصلی مطابق شکل طبیعی قید آلمانی است.
Ich habe nur fünf Euro.
فقط پنج یورو دارم.
Nur Anna kommt heute.
امروز فقط آنا میآید.
Wir bleiben nur kurz.
ما فقط کوتاه میمانیم.
nur پیش از بخشی یا نزدیک بخشی میآید که محدود میکند.
nur پیش از بخشی یا نزدیک بخشی میآید که محدود میکند.
بهترین معنی را انتخاب کن.