معنی ۱neutral · 88%
بالایی یا قرارگرفته در بخش بالاتر
مثالهای طبیعی
Die obere Etage ist wegen Renovierungsarbeiten geschlossen.
طبقهٔ بالا بهدلیل بازسازی بسته است.
Der obere Teil des Bildes ist heller.
بخش بالایی تصویر روشنتر است.
Die obere Grenze liegt bei zehn Prozent.
حد بالایی ده درصد است.
نکتهٔ کاربردی
obere شکل صرفشدهٔ صفت است و پایان آن با توجه به جنس، حالت، شمار و حرف تعریف تغییر میکند.

