معنی ۱neutral · 82%
در جایگاهی بالاتر از مکان یا شیء نامبرده.
مثالهای طبیعی
Oberhalb des Dorfes beginnt ein dichter Wald.
بالاتر از روستا جنگلی انبوه آغاز میشود.
Die Lampe hängt oberhalb des Esstisches.
چراغ بالای میز غذاخوری آویزان است.
Wir fanden eine Quelle oberhalb der Straße.
چشمهای بالاتر از جاده پیدا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با حالت اضافی میآید: oberhalb des Dorfes. در گفتار von با داتیو هم رایج است.
درس کوتاه: oberhalb
در جایگاهی بالاتر از مکان یا شیء نامبرده. معمولاً با حالت اضافی میآید: oberhalb des Dorfes. در گفتار von با داتیو هم رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «oberhalb» مطابقت دارد؟
