معنی ۱neutral · 86%
غالب شدن یا دست بالا را پیدا کردن
مثالهای طبیعی
Nach langen Verhandlungen gewann die pragmatische Fraktion die Oberhand.
پس از مذاکرات طولانی، جناح عملگرا دست بالا را پیدا کرد.
Kurz vor der Entscheidung gewann seine Unsicherheit die Oberhand.
کمی پیش از تصمیمگیری، تردیدش بر او غلبه کرد.
Im zweiten Halbjahr gewann die Nachfrage wieder die Oberhand.
در نیمهٔ دوم سال، تقاضا دوباره غالب شد.
نکتهٔ کاربردی
یعنی یک طرف، گرایش، احساس یا نیرو بهتدریج بر دیگری غالب و مسلط میشود.
