معنی ۱neutral · 82%
بخش بالایی پا میان لگن و زانو.
مثالهای طبیعی
Nach dem Lauf schmerzt mein rechter Oberschenkel.
بعد از دویدن ران راستم درد میکند.
Die Hose sitzt am Oberschenkel zu eng.
شلوار در قسمت ران خیلی تنگ است.
Der Arzt tastete vorsichtig den Oberschenkel ab.
پزشک ران را بااحتیاط لمس و بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Oberschenkel مذکر است: der Oberschenkel و جمعش همان شکل مفرد است. هم در آناتومی و هم در گفتار روزمره رایج است.
درس کوتاه: Oberschenkel
بخش بالایی پا میان لگن و زانو. Oberschenkel مذکر است: der Oberschenkel و جمعش همان شکل مفرد است. هم در آناتومی و هم در گفتار روزمره رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Oberschenkel» مطابقت دارد؟
