معنی ۱formal · 86%
منسوخ یا دیگر غیرضروری به علت تغییر شرایط
مثالهای طبیعی
Durch die neue Schnittstelle wird der manuelle Export obsolet.
رابط جدید، خروجیگیری دستی را منسوخ میکند.
Die Reform hat mehrere alte Vorschriften obsolet gemacht.
اصلاحات چند مقررهٔ قدیمی را منسوخ کرده است.
Diese Annahme ist unter den heutigen Marktbedingungen obsolet.
این فرض در شرایط کنونی بازار منسوخ است.
نکتهٔ کاربردی
روش، قانون، فناوری یا ایدهای را توصیف میکند که با تغییر شرایط منسوخ، غیرضروری یا دیگر نامناسب شده است.
