معنی ۱neutral · 90%
میوه بهطور کلی، بهویژه میوهای که بهعنوان خوراکی مصرف میشود.
مثالهای طبیعی
Wir kaufen frisches Obst.
ما میوهٔ تازه میخریم.
Obst ist gesund.
میوه سالم است.
Im Sommer gibt es viel Obst.
تابستان میوهٔ زیادی هست.
نکتهٔ کاربردی
Obst اسم جمعی و غیرقابلشمارش است و معمولاً مفرد میآید. برای نوع مشخص از واژههایی مانند Apfel یا Birne استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
frisches Obst — میوهٔ تازهObst kaufen — میوه خریدنObst essen — میوه خوردن
درس کوتاه: حرف تعریف و کاربرد Obst
Obst خنثی و غیرقابلشمارش است: das Obst. برای یک نوع میوه میگوییم ein Apfel یا eine Birne.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
