سلسلهای طولانی و پرمشقت از سفرها یا دشواریها
مثالهای طبیعی
Die Beantragung der Genehmigung wurde zu einer bürokratischen Odyssee.
گرفتن مجوز به ماجرایی طولانی و فرساینده در بروکراسی تبدیل شد.
Nach drei Zugausfällen endete ihre Odyssee erst am nächsten Morgen.
پس از لغو سه قطار، سفر پرماجرای او تازه صبح روز بعد تمام شد.
Für den Patienten begann eine Odyssee durch zahlreiche Fachpraxen.
برای بیمار رفتوآمدی طولانی میان مطبهای تخصصی آغاز شد.
نکتهٔ کاربردی
بهصورت مجازی، رشتهای طولانی، دشوار و اغلب سردرگمکننده از سفرها، مراحل یا ناکامیها تا رسیدن به هدف است.
