معنی ۱neutral · 90%
در، پنجره، مغازه، فایل یا چیزی را باز کردن
مثالهای طبیعی
Öffne bitte das Fenster.
لطفاً پنجره را باز کن.
Die Bäckerei öffnet um sieben Uhr.
نانوایی ساعت هفت باز میشود.
Ich habe die Datei auf dem Laptop geöffnet.
من فایل را روی لپتاپ باز کردم.
نکتهٔ کاربردی
öffnen کمی رسمیتر از aufmachen است، اما هر دو در A1 رایجاند.
ترکیبهای رایج
— در را باز کردن

