چیزی پنهان یا ناشناخته را آشکار کردن
مثالهای طبیعی
Die Auswertung offenbarte erhebliche Unstimmigkeiten in den Abrechnungen.
بررسی، ناهماهنگیهای جدی در حسابها را آشکار کرد.
Er offenbarte erst später den wahren Grund seiner Entscheidung.
او تازه بعداً دلیل واقعی تصمیمش را آشکار کرد.
Seine Reaktion offenbarte ein erstaunliches Maß an Unsicherheit.
واکنش او میزان شگفتانگیزی از عدم اطمینان را نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
یعنی اطلاعات، انگیزهها، ویژگیها یا حقیقتهای پنهان را آشکار کردن؛ همچنین میتواند به آشکارشدن چیزی از خلال رفتار یا رویدادها اشاره کند.
