آمادگی برای صادقانه حرفزدن و پذیرفتن ایدهها یا اطلاعات تازه.
مثالهای طبیعی
Ihre Offenheit half dem Team, den Fehler zu finden.
صراحت او به گروه کمک کرد خطا را پیدا کند.
Wir schätzten seine Offenheit im Gespräch.
ما از صراحت او در گفتوگو قدردانی کردیم.
Offenheit für neue Vorschläge macht die Planung flexibler.
پذیرش پیشنهادهای تازه برنامهریزی را انعطافپذیرتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
Offenheit مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Offenheit für Ideen و Offenheit im Gespräch.
درس کوتاه: Offenheit
آمادگی برای صادقانه حرفزدن و پذیرفتن ایدهها یا اطلاعات تازه. Offenheit مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: Offenheit für Ideen و Offenheit im Gespräch.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Offenheit» مطابقت دارد؟
