معنی ۱neutral · 82%
اغلب؛ زیاد
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
اغلب
Հայերեն
հաճախ
hachakh
مثالهای طبیعی
Ich komme oft in dieses Café.
من اغلب به این کافه میآیم.
Wir essen oft Reis.
ما اغلب برنج میخوریم.
Wie oft lernst du Deutsch?

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ɔft/آمریکایی: /ɔft/
تکیهٔ اصلی مطابق شکل طبیعی قید آلمانی است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
اغلب
Հայերեն
հաճախ
hachakh
Ich komme oft in dieses Café.
من اغلب به این کافه میآیم.
Wir essen oft Reis.
ما اغلب برنج میخوریم.
Wie oft lernst du Deutsch?
چند وقت یک بار آلمانی میخوانی؟
oft بسامد را نشان میدهد؛ öfter یعنی بیشتر اوقات.
oft بسامد را نشان میدهد؛ öfter یعنی بیشتر اوقات.
بهترین معنی را انتخاب کن.