معنی ۱neutral · 90%
واژهای خودمانی و محبتآمیز برای مادربزرگ.
مثالهای طبیعی
Meine Oma wohnt in Berlin.
مادربزرگم در برلین زندگی میکند.
Am Sonntag besuchen wir Oma.
یکشنبه به دیدن مادربزرگ میرویم.
Oma backt einen Apfelkuchen.
مادربزرگ کیک سیب میپزد.
نکتهٔ کاربردی
Oma واژهای خودمانی برای مادربزرگ است. در خطاب مستقیم، اغلب بدون حرف تعریف میآید: Oma, kommst du?
ترکیبهای رایج
bei Oma sein — پیش مادربزرگ بودنOma besuchen — به دیدن مادربزرگ رفتنOma und Opa — مادربزرگ و پدربزرگ
درس کوتاه: حرف تعریف و کاربرد Oma
Oma مؤنث است: die Oma؛ جمع آن Omas است. هنگام خطاب مستقیم معمولاً حرف تعریف نمیآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
