معنی ۱neutral · 90%
با استفاده از اینترنت یا متصل به اینترنت
مثالهای طبیعی
Ich bestelle meine Tickets online.
بلیتهایم را آنلاین سفارش میدهم.
Der Kurs findet komplett online statt.
دوره کاملاً آنلاین برگزار میشود.
Viele Bankdienste sind heute online verfügbar.
امروزه خدمات بانکی زیادی آنلاین در دسترساند.
نکتهٔ کاربردی
online معمولاً بدون تغییر همراه فعل میآید.
ترکیبهای رایج
— آنلاین سفارش دادن
