معنی ۱neutral · 90%
واژهای خودمانی و محبتآمیز برای پدربزرگ.
مثالهای طبیعی
Mein Opa trinkt gern Tee.
پدربزرگم از نوشیدن چای لذت میبرد.
Wir besuchen Opa am Samstag.
شنبه به دیدن پدربزرگ میرویم.
Opa erzählt eine Geschichte.
پدربزرگ داستانی تعریف میکند.
نکتهٔ کاربردی
Opa واژهای خودمانی برای پدربزرگ است. در خطاب مستقیم اغلب بدون حرف تعریف میآید: Opa, hör mal!
ترکیبهای رایج
bei Opa sein — پیش پدربزرگ بودنOpa besuchen — به دیدن پدربزرگ رفتنOma und Opa — مادربزرگ و پدربزرگ
درس کوتاه: حرف تعریف و کاربرد Opa
Opa مذکر است: der Opa؛ جمع آن Opas است. در خطاب مستقیم معمولاً حرف تعریف نمیآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
