شخصی که دستگاه یا سامانهٔ فنی را کنترل و راهاندازی میکند.
مثالهای طبیعی
Vom Leitstand aus überwacht der Operator die Anlage.
اپراتور از اتاق کنترل تأسیسات را زیر نظر دارد.
Für die Nachtschicht sucht das Werk einen erfahrenen Operator.
کارخانه برای شیفت شب اپراتوری باتجربه میخواهد.
Die Operatoren schalteten die Pumpen nacheinander ein.
اپراتورها پمپها را یکییکی روشن کردند.
نکتهٔ کاربردی
Operator مذکر است: der Operator و جمع آن Operatoren است. بافت مشخص میکند چه دستگاهی را اداره میکند.
درس کوتاه: Operator
شخصی که دستگاه یا سامانهٔ فنی را کنترل و راهاندازی میکند. Operator مذکر است: der Operator و جمع آن Operatoren است. بافت مشخص میکند چه دستگاهی را اداره میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Operator» مطابقت دارد؟
