معنی ۱neutral · 88%
کسی را عمل یا جراحی کردن
مثالهای طبیعی
Der Chirurg operiert den Patienten heute Nachmittag.
جراح امروز بعدازظهر بیمار را عمل میکند.
Sie wird morgen am Knie operiert.
او فردا از ناحیهٔ زانو جراحی میشود.
Der Arzt operiert mehrmals pro Woche.
پزشک چند بار در هفته جراحی انجام میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای بیمار jemanden operieren و برای عضو بدن an + Dativ بهکار میرود، مانند am Knie operieren.

