آمادگی برای صرفنظر کردن از آسایش، امکانات یا منفعت شخصی برای دیگران یا هدفی مهم.
مثالهای طبیعی
Die Opferbereitschaft der Freiwilligen ermöglichte die Versorgung entlegener Dörfer.
فداکاری داوطلبان رساندن کمک به روستاهای دورافتاده را ممکن کرد.
Der Verein erwartet Einsatz, aber keine grenzenlose Opferbereitschaft seiner Mitglieder.
انجمن از اعضایش تعهد میخواهد، نه فداکاریِ بیحدومرز.
Ihre Opferbereitschaft zeigte sich, als sie die eigene Reise absagte, um den Bruder zu pflegen.
ایثار او وقتی آشکار شد که سفرش را لغو کرد تا از برادرش مراقبت کند.
