orchestrieren
B1فعلگفتن، نظر دادن، آزادانه بیان کردن
JadoLearn Dictionary
orchestrieren یعنی گفتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گفتن، نظر دادن، آزادانه بیان کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جواب دادن، حساب پس دادن، پاسخ
گفتن، نظر دادن، آزادانه بیان کردن
گفتن، نظر دادن، آزادانه بیان کردن
گفتن، نظر دادن، آزادانه بیان کردن
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.