معنی ۱neutral · 88%
مرتب، درست یا منظم
مثالهای طبیعی
Das Zimmer ist ordentlich.
اتاق مرتب است.
Bitte mach die Arbeit ordentlich.
لطفاً کار را درست انجام بده.
Die Unterlagen sind ordentlich sortiert.
مدارک مرتب دستهبندی شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
بسته به بافت ordentlich میتواند «مرتب/منظم» یا «بهدرستی» معنی دهد.

