معنی ۱formal · 86%
مطابق مقررات و روالهای لازم و بهطور صحیح انجامشده
مثالهای طبیعی
Der Antrag wurde fristgerecht und ordnungsgemäß eingereicht.
درخواست در مهلت مقرر و مطابق مقررات ارائه شد.
Die Anlage wurde ordnungsgemäß gewartet und geprüft.
سامانه بهطور صحیح سرویس و بازرسی شد.
Die Wahl verlief nach Angaben der Beobachter ordnungsgemäß.
به گفتهٔ ناظران، انتخابات مطابق روال قانونی برگزار شد.
نکتهٔ کاربردی
یعنی مطابق قواعد، روندها، الزامات یا استانداردهای رسمیِ لازم بودن و در نتیجه بهدرستی انجام شدن.
