Organ
B2اسمعزت، اقتدار، زور
JadoLearn Dictionary
Organ یعنی عزت. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عزت، اقتدار، زور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اربابی، لردی، سیادت
رغبت، مزه آوردن، با رغبت خوردن
عزت، اقتدار، زور
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.