oszillieren
C2فعلنوسان، تاب، تاب دادن
JadoLearn Dictionary
oszillieren یعنی نوسان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوسان، تاب، تاب دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
نوسان، تاب، تاب دادن
نوسان، تاب، تاب دادن
نوسان، تاب، تاب دادن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.