Ovar
A2اسمتخمدان، خایه، بیضه
JadoLearn Dictionary
Ovar یعنی تخمدان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تخمدان، خایه، بیضه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مجلس رقص، گلوله کردن، گوی
مزمار، نی زدن، زماره
تخمدان
خایه، بیضه، تخم
خایه، بیضه، تخم
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.