معنی ۱neutral · 82%
ترس شدید و ناگهانی که فکر یا رفتار آرام را دشوار میکند.
مثالهای طبیعی
Bei Rauch im Treppenhaus gerieten einige Bewohner in Panik.
وقتی راهپله پر از دود شد، چند ساکن دچار وحشت شدند.
Die ruhige Ansage verhinderte eine Panik am Bahnsteig.
اطلاعرسانی آرام از وحشت در سکو جلوگیری کرد.
Trotz der Panik folgte sie dem Fluchtweg.
با وجود وحشت، او مسیر خروج اضطراری را دنبال کرد.
نکتهٔ کاربردی
Panik مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: in Panik geraten و Panik bekommen.
درس کوتاه: Panik
ترس شدید و ناگهانی که فکر یا رفتار آرام را دشوار میکند. Panik مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است. ترکیبهای رایج: in Panik geraten و Panik bekommen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Panik» مطابقت دارد؟
