تناقض ظاهری که میتواند نکته یا مسئلهای عمیقتر را آشکار کند
مثالهای طبیعی
Das Paradoxon besteht darin, dass höhere Effizienz den Gesamtverbrauch erhöhen kann.
پارادوکس این است که بهرهوری بیشتر میتواند مصرف کل را افزایش دهد.
Das bekannte Paradoxon zwingt dazu, den Begriff der Wahrheit genauer zu bestimmen.
این تناقضنمای معروف ما را وادار میکند مفهوم حقیقت را دقیقتر تعریف کنیم.
Ein Paradoxon moderner Kommunikation ist die wachsende Einsamkeit trotz ständiger Vernetzung.
یکی از پارادوکسهای ارتباطات مدرن افزایش تنهایی با وجود اتصال دائمی است.
