معنی ۱neutral · 82%
جای مشخص یا محدودهای که میتوان خودرو را در آن پارک کرد.
مثالهای طبیعی
Vor dem Supermarkt ist noch ein Parkplatz frei.
جلوی سوپرمارکت هنوز یک جای پارک خالی است.
Bitte parke nur auf dem markierten Parkplatz.
لطفاً فقط در جای پارک مشخصشده پارک کن.
Der Parkplatz hinter dem Bahnhof kostet nichts.
محوطهٔ پارک پشت ایستگاه رایگان است.
نکتهٔ کاربردی
Parkplatz مذکر است: der Parkplatz و جمع آن Parkplätze است. در گفتار روزمره میتواند یک جایگاه یا کل محوطهٔ پارک باشد.
درس کوتاه: Parkplatz
جای مشخص یا محدودهای که میتوان خودرو را در آن پارک کرد. Parkplatz مذکر است: der Parkplatz و جمع آن Parkplätze است. در گفتار روزمره میتواند یک جایگاه یا کل محوطهٔ پارک باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Parkplatz» مطابقت دارد؟
