معنی ۱formal · 82%
مربوط به پارلمان، روندهای آن یا کار اعضایش.
مثالهای طبیعی
Die parlamentarische Debatte dauerte bis Mitternacht.
بحث پارلمانی تا نیمهشب ادامه داشت.
Der Ausschuss übt parlamentarische Kontrolle aus.
کمیته نظارت پارلمانی را انجام میدهد.
Sie arbeitet als parlamentarische Beraterin.
او بهعنوان مشاور پارلمانی کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در ترکیبهای رسمی مانند parlamentarische Debatte یا parlamentarische Kontrolle میآید. معمولاً درجهپذیر نیست.
درس کوتاه: parlamentarisch
مربوط به پارلمان، روندهای آن یا کار اعضایش. اغلب در ترکیبهای رسمی مانند parlamentarische Debatte یا parlamentarische Kontrolle میآید. معمولاً درجهپذیر نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «parlamentarisch» مطابقت دارد؟
