راهی معمولاً سرپوشیده که خیابانها یا بخشهای ساختمان را پیوند میدهد و اغلب مغازه دارد.
مثالهای طبیعی
Wir gingen durch eine Passage zur nächsten Straße.
از گذرگاهی سرپوشیده به خیابان بعدی رفتیم.
In der Passage gibt es ein kleines Café.
در این گذرگاه کافهٔ کوچکی هست.
Die Passage verbindet den Bahnhof mit dem Platz.
این گذرگاه ایستگاه را به میدان وصل میکند.
نکتهٔ کاربردی
Passage مؤنث است: die Passage و جمع آن Passagen است. میتواند بخشی از متن هم باشد؛ اینجا منظور گذرگاه است.
درس کوتاه: Passage
راهی معمولاً سرپوشیده که خیابانها یا بخشهای ساختمان را پیوند میدهد و اغلب مغازه دارد. Passage مؤنث است: die Passage و جمع آن Passagen است. میتواند بخشی از متن هم باشد؛ اینجا منظور گذرگاه است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Passage» مطابقت دارد؟
