معنی ۱neutral · 88%
فردی که معاینه، درمان یا مراقبت پزشکی دریافت میکند
مثالهای طبیعی
Der nächste Patient wartet bereits im Behandlungszimmer.
بیمار بعدی از قبل در اتاق معاینه منتظر است.
Die Ärztin fragte den Patienten, seit wann er Schmerzen hatte.
پزشک از بیمار پرسید از چه زمانی درد دارد.
Der Patient konnte am nächsten Morgen das Krankenhaus verlassen.
بیمار صبح روز بعد توانست بیمارستان را ترک کند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مذکر Patient از الگوی اسمهای ضعیف پیروی میکند: der Patient، den Patienten، dem Patienten، des Patienten.

