patrouillieren
C1فعلپلیس گشتی، گشتی، گشت
JadoLearn Dictionary
patrouillieren یعنی پلیس گشتی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پلیس گشتی، گشتی، گشت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پلیس گشتی، گشتی، گشت
پلیس گشتی، گشتی، گشت
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
راهپیمایی کردن، راه پیمایی کردن، تظاهرات کردن
مارس، مارچ، قدم رو
مارس، مارچ، قدم رو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.