pausieren
C1فعلپایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
JadoLearn Dictionary
pausieren یعنی پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مابقی، الباقی، باقیمانده
سکون، توقف گاه، ماندن
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
پایبند بودن؛ تحمل کردن؛ ماندن، سکون، توقف گاه
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
آدم سرقت کردن، آدم دزدی کردن، ربودن
معذلک، گرفتن از، انبیق
متکا، پشتی، مخده
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.