شیوهای مشخص برای نگاهکردن به یک وضعیت یا درک آن
مثالهای طبیعی
Wir sollten das Problem auch aus der Perspektive der Kunden betrachten.
باید مسئله را از دیدگاه مشتریان هم بررسی کنیم.
Aus ihrer Perspektive war die Entscheidung völlig logisch.
از دیدگاه او، این تصمیم کاملاً منطقی بود.
Der Vortrag hat mir eine neue Perspektive auf das Thema gegeben.
این سخنرانی دیدگاه تازهای دربارهٔ موضوع به من داد.
نکتهٔ کاربردی
دو الگوی رایج عبارتاند از aus der Perspektive von + شخص/گروه و eine neue Perspektive auf + موضوع.

