معنی ۱neutral · 82%
راهی باریک برای پیادهروی، بهویژه در جنگل یا طبیعت.
مثالهای طبیعی
Der Pfad führt vom Dorf zum Aussichtspunkt.
این راه باریک از روستا به سکوی دید میرسد.
Nach dem Regen war der Pfad rutschig.
بعد از باران، راه باریک لغزنده بود.
Bleib auf dem markierten Pfad, bitte.
لطفاً روی مسیر مشخصشده بمان.
نکتهٔ کاربردی
Pfad مذکر است: der Pfad و جمع آن Pfade است. معمولاً از Weg باریکتر به ذهن میآید.
درس کوتاه: Pfad
راهی باریک برای پیادهروی، بهویژه در جنگل یا طبیعت. Pfad مذکر است: der Pfad و جمع آن Pfade است. معمولاً از Weg باریکتر به ذهن میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Pfad» مطابقت دارد؟
