معنی ۱neutral · 82%
شیئی باریک و نوکتیز که با کمان پرتاب میشود.
مثالهای طبیعی
Der Pfeil blieb in der Zielscheibe stecken.
تیر در سیبل گیر کرد.
Sie spannte den Bogen und legte einen Pfeil an.
او کمان را کشید و تیری روی آن گذاشت.
Ein gebrochener Pfeil lag neben dem Köcher.
تیر شکستهای کنار تیردان افتاده بود.
نکتهٔ کاربردی
Pfeil مذکر است: der Pfeil و جمع آن Pfeile است. معنای نشانهٔ پیکانشکل هم دارد؛ اینجا منظور تیر است.
درس کوتاه: Pfeil
شیئی باریک و نوکتیز که با کمان پرتاب میشود. Pfeil مذکر است: der Pfeil و جمع آن Pfeile است. معنای نشانهٔ پیکانشکل هم دارد؛ اینجا منظور تیر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Pfeil» مطابقت دارد؟
