از شخص، حیوان یا بخشی از بدن مراقبت و نگهداری کردن
مثالهای طبیعی
Sie pflegt ihren kranken Vater zu Hause.
او در خانه از پدر بیمارش مراقبت میکند.
Die Mitarbeitenden pflegen verletzte Tiere, bis sie wieder gesund sind.
کارکنان از حیوانات زخمی مراقبت میکنند تا دوباره سالم شوند.
Du solltest die Wunde regelmäßig reinigen und pflegen.
باید زخم را مرتب تمیز و مراقبت کنی.
نکتهٔ کاربردی
در معنی «مراقبت کردن»، pflegen معمولاً مفعول مستقیم در حالت Akkusativ میگیرد: jemanden/etwas pflegen.

