معنی ۱neutral · 88%
توانایی تصور چیزها، یا ایده و تصویری که در ذهن ساخته میشود
مثالهای طبیعی
Für diese Geschichte braucht man viel Phantasie.
برای این داستان به تخیل زیادی نیاز است.
Mit etwas Phantasie wurde der Karton zu einem Raumschiff.
با کمی تخیل، جعبهٔ مقوایی به یک سفینهٔ فضایی تبدیل شد.
Keine Sorge, das war nur deine Phantasie.
نگران نباش، آن فقط خیال تو بود.
نکتهٔ کاربردی
Phantasie وقتی به توانایی تخیل اشاره دارد معمولاً غیرشمارشی است و برای خیالها یا تصورهای مشخص میتواند شمارشپذیر باشد.

